على محمدى خراسانى
102
شرح رسائل (فارسى)
الشارع و با خبر واحد اين موضوع احراز نمىشود چون احتمال خطا دارد و احتمال كذب دارد و . . . وقتى موضوع وجدانا و يقينا محرز نشد حكم وجوب تصديق هم بار نمىشود فالآية ناطقة باعتبار العلم پس آيه سخن از تسليم در برابر حقايق واقعيات دارد و در آنجا تعبدى نيست بلكه احراز واقع ملاك است و به درد ما نمىخورد چند مثال : الف : وقتى مولائى به كسى مىگويد : به فلان عبد اوامرم را ابلاغ كن به اميد اينكه او امتثال كند در اينجا موضوع مطلوبيت يا وجوب امتثال عبارتست از اوامر مولى و تا موضوع محرز نشود حكمى نيست نه اينكه منظور تصديق المخبر باشد تعبدا . ب : ائمه ( ع ) با تاكيد زياد به ما دستور دادهاند كه احاديث ما را گرفته و به ديگران نقل كنيد باز هم منظور اين نيست كه اين نقل شما موضوعيت دارد و بر ديگران لازم است كه تعبدا آن را بپذيرند بلكه منظور اينست كه از اين طريق مخاطبين به واقع برسند و بدان عمل كنند . ج : آيات و رواياتى كه دلالت دارند بر بيان حق براى مردم و وجوب تبليغ حق به مردم كه باز هم غرض اين نيست كه مردم تعبدا سخن اين مبلغ را بپذيرند بلكه منظور وصول به حق و تسليم در برابر حق است و ما نحن فيه من هذا القبيل پس باز هم آيه به درد ما نحن فيه نمىخورد ضمنا فرق ميان اشكال ثانى با اول در آغاز همين اشكال اشاره كردم . 3 - برفرض كه آيهء شريفه اطلاق داشته باشد و با ظهور اطلاقى دلالت كند بر اينكه حذر واجب است چه انذار علمى باشد و چه علمى نباشد و لكن باز هم آيه از ما نحن فيه اجنبى است و به درد ما نمىخورد بيان مطلب از زبان شارح كتاب : ما سه باب داريم كه عبارتند از : 1 - باب اخبار و استخبار كه شأن راوى بما هو راوى است يعنى راوى وظيفهاش اخبار و نقل الفاظ معصومين ( ع ) طابق النعل بالنعل است و مخاطب